چگونه ذهن دیگران را تسخیر کنیم؟ ترفندهایی برای کنترل ذهن دیگران

حتما بارها برای شما نیز پیش آمده است که افراد نتوانسته اند ذهنتان را بخوانند و به همین خاطر از شما خواسته اند حرفتان را تکرار کنید. افرادی که چنین درخواستی را دارند در این مورد آگاهی ندارند که می‌توانند ذهن شما را بخوانند. آنها اینکار را به یک روش ثابت و همانند گذشته انجام می‌دهند. واقعیت این است که بیشتر افراد می‌توانند خواندن ذهن افراد را با آموزش‌های مخصوص، زمان، تمرکز و مجموعه‌ای از مهارت‌های خاص یاد بگیرند. خواندن ذهن کاری نیست که تنها از عهده روانشناسان بر بیاید. اگرچه این افراد تخصص لازم برای انجام اینکار را دارند اما سایر افراد نیز می‌توانند این موضوع را به خوبی یاد بگیرند. قبل از اینکه به شما نشان دهیم چگونه می‌توان ذهن افراد را خواند، باید بدانید که اطلاعات پس زمینه برای خواندن ذهن افراد بسیار مهم است. زمانی که دانش و علم روانشناسی موجود در این فرایند را درک کردید، متوجه خواهید شد که دستیابی به آن برای هر فردی که مصمم به یادگیری روش‌های جدید است بسیار ساده خواهد بود. همچنین ترفندها و نکاتی برای خواندن ذهن افراد وجود دارد که می‌توان از آن‌ها نیز استفاده کرد. این ترفندها زمانی مفیدتر خواهد بود که حقیقت پشت خواندن ذهن را بدانید.


آموزش روانشناسی
منبع این نوشته : منبع
افراد ,خواندن ,می‌توانند ,برای خواندن

روان‌شناسی اجتماعی چیست؟

بر طبق گفته گوردون آلپورت، روان‌شناسی اجتماعی، نظامی است که از روش‌های علمی برای «درک و توضیح چگونگی تأثیرپذیری افکار، احساسات و رفتار افراد از حضور واقعی، تخیلی یا ضمنی انسان‌های دیگر» استفاده می‌کند (1985).

روان‌شناسی اجتماعی به محدوده وسیعی از موضوعات اجتماعی، شامل رفتار گروهی، درک اجتماعی، رهبری، رفتار غیرکلامی، همرنگی با جماعت (همنوایی)، پرخاشگری و پیشداوری (تعصب) نظر می‌افکند. باید توجه داشت که روان‌شناسی اجتماعی تنها درباره در نظر گرفتن تاثیرات اجتماعی نیست بلکه درک اجتماعی و تعاملات اجتماعی نیز برای درک رفتار اجتماعی ضرورت دارند.

تاریخچه کوتاه روان‌شناسی اجتماعی 

با وجودی که افلاطون ایده «خِردجمعی» را مطرح کرد و مفاهیمی چون تسهیلات اجتماعی در اواخر قرن هجدهم میلادی مطرح گشت امّا پس از جنگ جهانی دوم بود که پژوهش‌ها در زمینه روان‌شناسی اجتماعی آغاز گشت. وحشتی که از نسل‌کشی یهودیان (هولوکاست) به وجود آمده بود پژوهشگران را واداشت که به مطالعه تأثیرات اجتماعی، همنوایی و اطاعت بپردازند.

دولت آمریکا نیز علاقه‌مند شد که مفاهیم روان‌شناسی اجتماعی را برای تاثیرگذاری بر شهروندان به کار بندد. روان‌شناسی اجتماعی به رشد خود در طول قرن بیستم ادامه داد و الهام‌بخش پژوهش‌هایی گردید که به درک بهتر ما از رفتار و تجربه اجتماعی انجامیده است.

تفاوت روان‌شناسی اجتماعی با سایر حوزه‌ها 

درک تفاوت‌های روان‌شناسی اجتماعی با نظام‌های دیگر اهمیت دارد. روان‌شناسی اجتماعی گاهی با روان‌شناسی شخصیت، خردمندی قومی ( flok wisdom ) و یا جامعه‌شناسی اشتباه گرفته می‌شود. چه چیزی روان‌شناسی اجتماعی را متمایز می‌سازد؟ برخلاف خردمندی قومی که بر مشاهدات داستان‌گونه (anecdotal- observation ) و تعبیرات ذهنی تکیه دارد، روان‌شناسی اجتماعی روش‌های علمی و مطالعات تجربی پدیده‌های اجتماعی را به خدمت می‌گیرد.

روان‌شناسی شخصیت بر روی ویژگی‌ها، خصوصیات و طرز فکر فردی تمرکز دارد در حالی که روان‌شناسی اجتماعی تمرکزش بر وضعیت‌ها و شرایط است. روانشناسان اجتماعی به اثراتی که محیط و تعاملات اجتماعی بر روی نگرش‌ها و رفتارها می‌گذارند علاقه‌مندند.

و سرانجام، درک تفاوت بین روان‌شناسی اجتماعی و جامعه‌شناسی از اهمیت زیادی برخوردار است. با وجودی که مشابهت‌های زیادی بین این دو وجود دارد، امّا جامعه‌شناسی، رفتار اجتماعی و تأثیرات آن را در یک سطح خیلی گسترده‌تر در نظر می‌گیرد. جامعه‌شناسان به نهادها و فرهنگی که بر روانشناسی اجتماعی تأثیر می‌گذارد علاقه‌مندند. در حالی که روان‌شناسان بر روی متغیرهای وابسته به موقعیت (متغیرهای موقعیتی) که بر رفتار اجتماعی اثر می‌گذارند تمرکز می‌کنند. با وجودی که روان‌شناسی و جامعه شناسی هر دو به مطالعه موضوعات مشابهی می‌پردازند امّا آن‌ها به این موضوعات از دیدگاه‌های متفاوتی می‌نگرند.


آموزش روانشناسی
منبع این نوشته : منبع
اجتماعی ,روان‌شناسی ,رفتار ,اجتماعی، ,امّا ,موضوعات ,روان‌شناسی اجتماعی ,رفتار اجتماعی ,خردمندی قومی ,تعاملات اجتماعی ,روش‌های علمی

۱۰ ترفند روانشناسی که زندگی را برای شما ساده‌تر می‌کنند

با استفاده از علم روانشناسی می‌توان در زندگی شخصی یا کسب‌وکار از راهکارهایی استفاده کرد که برخورد با چالش‌ها را ساده‌تر می‌کنند.

ارتباط برقرار کردن و تعامل با دیگران گاهی اوقات می‌تواند دشوار باشد. مخصوصا اگر در شرایطی باشیم که برخوردها یا حرکت اشتباه باعث آسیب رسیدن به زندگی شخصی یا کسب‌وکارمان می‌شود. به همین علت نیاز است از تجربه کارشناسان روانشناسی استفاده کنیم تا بتوانیم با ترفندهای ساده اما مؤثر، از گزند برخی اتفاقات در امان باشیم.

در نظر داشته باشید پیروزی با تلفات بسیار، شکست محسوب می‌شود. زندگی روزمره ما هم با چالش‌ها و تنش‌های بسیاری همراه است و هدف، حفظ آرامش و قدم برداشتن در مسیر پیشرفت است؛ بنابراین باید تا حد ممکن از تنش‌ها دوری کرد و چالش‌ها را با دید باز و تفکری صحیح برطرف ساخت.

قصد داریم در ادامه ۱۰ شگرد روانشناسی برای برخورد با چالش‌ها و تنش‌ها را در اختیار شما قرار دهیم که می‌توانند به بهتر شدن روابطتان با دیگران کمک کنند.

وقتی از پاسخی راضی نبودید به چشمان طرف مقابل نگاه کنید

گاهی اوقات از پاسخی که بابت سؤالاتمان دریافت می‌کنیم راضی نیستیم یا آن‌ها را به‌درستی درک نمی‌کنیم. در چنین شرایطی به‌جای آنکه سؤالتان را بار دیگر تکرار کنید یا از شخص دیگری بپرسید؛ به چشمان فرد مقابلتان خیره شوید. این اقدام باعث خواهد شد تا وی تحت فشار قرار گیرد و مجبور شود در مورد تفکرات خود اطلاعات بیشتری در اختیارتان قرار دهد.

زمانی که کسی فریاد می‌زند، خونسردی خودتان را حفظ کنید

همیشه سعی کنید در برابر افرادی که خشمگین شده‌اند خونسردی خودتان را حفظ کنید. در نظر داشته باشید که برخورد شما می‌تواند روی افزایش یا کاهش میزان عصبانیت فرد مقابلتان تأثیر مستقیم بگذارد.

اصولا بعد از عصبانیت، حس پشیمانی جایگزین آن می‌شود و اگر برخورد شما در مواجه به یک فرد خشمگین درست باشد، احتمال اینکه از شما عذرخواهی کند زیاد است.

نزدیک به فرد خشمگین بنشینید

فرض کنید به ملاقاتی می‌روید که یکی از افراد حاضر در آن مکان با شما مشکلی دارد و احتمال برخورد میانتان زیاد خواهد بود. در چنین شرایطی بهتر است نزدیک به آن شخص بنشینید.

شاید در چنین حالتی معذب شوید، اما مطمئن باشید که طرف مقابل این حس را در درجاتی به‌مراتب بالاتر تجربه خواهد کرد.‌ این اقدام باعث خواهد شد تا میزان خشم آن شخص کاهش یابد.

اگر می‌خواهید محبوب شوید نام همه را به یاد داشته باشید

یکی از بهترین روش‌ها برای محبوب شدن، به یاد داشتن نام دیگران است؛ زیرا متوجه می‌شوند شما به آن‌ها اهمیت می‌دهید. سعی کنید دیگران را با نام کوچکشان صدا بزنید زیرا باعث می‌شود حس بهتری داشته باشند و احساس راحتی کنند.

زمانی که استرس دارید یا مضطرب هستید افکارتان را یادداشت کنید

برای هر شخصی مواقعی پیش می‌آید که دچار استرس یا اضطراب می‌شود. در چنین شرایطی بهتر است افکارتان را روی کاغذ بیاورید. با انجام این کار می‌توانید بر روی کارتان تمرکز بیشتری داشته باشید؛ زیرا فرصتی خواهید داشت تا نگاه بهتری به مشکلاتتان داشته باشید و حتی آن را با دیگران به اشتراک بگذارید. قدرتی که در به اشتراک گذاشتن افکار وجود دارد به شما کمک می‌کند تا به مشکلاتتان از بعد دیگری بنگرید و جوانب بیشتری را بسنجید.

زمانی که نمی‌توانید تصمیم درستی بگیرید انتخاب‌ها را کاهش دهید

بعضی از افراد معتقد هستند که بهتر است تصمیمات و همچنین دانش بیشتری داشت که همین امر باعث می‌شود خواسته‌های آن‌ها نیز افزایش یابد. اگرچه باید در نظر گرفت که هرچه گزینه‌ها بیشتر باشند سختی انتخاب و در کل چالش‌ها بیشتر می‌شود.

همین امر نیز باعث خواهد شد تا پروسه تصمیم‌گیری افزایش یابد. در واقع کارشناسان معتقدند که در زمان تصمیم‌گیری بهتر است که تنها چهار انتخاب پیش روی خود داشته باشید. در نظر داشته باشید که هرچه گزینه‌ها کمتر باشند راحتی انتخاب نیز برای شما امکان‌پذیرتر است.

طرز درست ایستادن می‌تواند اعتمادبه‌نفس شما را افزایش دهد

یکی از تکنیک‌هایی که می‌تواند تأثیر بسزایی در زندگی شخصی و کسب‌وکار داشته باشد، یادگرفتن طرز صحیح ایستادن است. در نظر داشته باشید اینکه چگونه به نظر می‌رسید، روی دیگران تأثیرگذار است.

بنابراین باید سعی کنید رفتار یا حالات شما به گونه‌ای باشد که تأثیر درستی روی دیگران بگذارید. یکی از این حالات، نحوه ایستادن است. در نظر داشته باشید که در کسب‌وکار، زمان‌هایی وجود دارد که شما فرصت اینکه توانایی‌هایتان را نشان دهید و دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید، وجود ندارد و معیار طرف مقابلتان این خواهد بود که چگونه به نظر می‌رسید ؛ بنابراین مواردی مانند درست ایستادن، لباس مناسب پوشیدن، ظاهر آراسته داشتن و لبخند زدن می‌تواند فرصت‌های نادری برای شما مهیا کند.

قدرت تمرکز را از رقبایتان بگیرید

 زمان‌هایی پیش می‌آید که در مقابل رقبایتان قرار می‌گیرید. یکی از بهترین روش‌ها برای غلبه بر رقیب گرفتن تمرکز از او است. شما باید بدانید چه زمانی نیاز است با طرح موضوع یا پرسیدن سؤالی بتوانید تمرکز رقیبتان را از وی بگیرید.

به گونه‌ای از دیگران کمک بخواهید که نیازتان را حس کنند

کارشناسان معتقدند اگر در درخواست کمک خود از جملاتی مانند «به کمک شما نیاز دارم» استفاده کنید احتمال اینکه پاسخ مثبت بشنوید، بسیار بالا خواهد بود. در چنین شرایطی فرد مقابل متوجه خواهد شد به کمک وی نیاز دارید و برای اینکه از کمک نکردن به شما احساس بدی به وی دست ندهد، به شما کمک خواهد کرد.

دستتان را قبل از دست دادن به دیگران گرم کنید

یکی از مواردی شایان توجه در خوش‌آمد گویی، گرم نگه‌داشتن دستان است؛ زیرا باعث می‌شود جوی دوستانه و صمیمی به وجود آید. همچنین جالب است بدانید دستان سرد یکی از نشانه‌های غیرقابل اعتماد به نظر رسیدن است. از نکات دیگری که باید به آن توجه داشته باشید این است که با دستان خیس به کسی دست ندهید


آموزش روانشناسی
منبع این نوشته : منبع
داشته ,دیگران ,می‌شود ,باعث ,اینکه ,شرایطی ,داشته باشید ,چنین شرایطی ,باعث خواهد ,باعث می‌شود ,زندگی شخصی

روانشناسي عشق : چطور کسي را عاشق خود کنيد

آيا فکر مي‌کنيد عشق قابل کنترل نيست؟

آيا فکر مي‌کنيد اگر کسي از همان ابتداي آشنايي عاشقتان نشود، ديگر شانسي نداريد؟

آيا فکر مي‌کنيد امکان اين وجود ندارد که بتوانيد کسي را ديوانه‌وار عاشق خودتان بکنيد؟

اگر پاسختان به اين سوال‌ها مثبت بوده است، احتمالا به قضا و قدر و سرنوشت هم اعتقاد داريد. اشکالي ندارد، خيلي‌ها اينطورند! اکثر مردم تصور مي‌کنند که عشق چيزي غيرقابل‌تغيير است و کنترلي روي آن ندارند.

اما تحقيقات مختلفي که طي اين سالها انجام گرفته ثابت کرده است که شما مي‌توانيد عشق را کنترل کنيد. و همه اينها توسط قدرت مغز انجام مي‌گيرد. فقط بايد ياد بگيريد چطور از ذهنتان استفاده کنيد.

عشق هيچ فرقي با ساير احساسات روانشناسي که به صورت روزانه تجربه مي‌کنيد ندارد:

  •  ترس
  • استرس
  •  حسادت
  •  ترحم به خود
  •  اضطراب

اين احساسات قابل کنترل هستند و عشق هم جزو احساسات روانشناختي دسته‌بندي مي‌شود و قابل کنترل است. کنترل عشق بعنوان يک احساس به همان اندازه کنترل ترس، هيجان و از اين قبيل آسان است. مشکل اعتقادات ما است. در طول سالها باور کرده‌ايم که عشق چيزي است که اتفاق مي‌افتد و همه چيز به سرنوشت بستگي دارد.

اما واقعيت متفاوت با اين است. با استفاده از روانشناسي عشق مي‌توانيد کاري کنيد کسي که مي‌خواهيد عاشقتان شود و چشمش جاي ديگري را نبيند. البته هيچ تضميني نيست و نمي‌گوييم اين روش 100? موثر است اما نتيجه کارتان با اين روش کاملاً متفاوت خواهد شد. اگر بتوانيد شانس اينکه فرد موردنظرتان عاشقتان شود را سه برابر کنيد، چرا آن را امتحان نکنيد؟

1. چطور عاشق مي‌شويم و روانشناسي پشت آن

قبل از اينکه وارد اين داستان شويد که چطور کسي را ديوانه‌وار عاشق خودتان کنيد، بايد نگاهي به جنبه روانشناختي آن بيندازيد و نخير، هيچ معجون جادويي براي آن وجود ندارد.

بدون اينکه بدانيد، هر آدمي که مي‌شناسيد در فهرستي پشت ذهنتان ذخيره شده است. ليستي از معيارها هم در اين ليست هست، معيارهايي که قبل از عاشق شدنتان بايد در آن فرد وجود داشته باشد. روانشناسان به اين نقشه عشق مي‌گويند.

اگر فردي يکي يا چند مورد از اين معيارها را نداشته باشد، به طور اتوماتيک‌وار ويژگي تبديل شدن به عشق زندگي شما را از دست مي‌دهند و احتمالاً فقط دوست شما باقي مي‌مانند. به همين خاطر است که فقط عاشق يک نفر مي‌شويد و بقيه برايتان دوست باقي مي‌مانند.

البته ليست هر شخص متفاوت و خاص است. مواردي که روي اين ليست نوشته به خودِ شما بستگي دارد:

  • ارزش‌ها
  •  اعتقادات
  •  تجربيات قبلي
  • پيشينه
  •  روابط قبلي

به همين دليل است که دوستتان ممکن است عاشق مردي شود که به نظر شما خيلي معمولي است. آن مرد با نقشه عشق دوست شما مطابقت دارد نه نقشه شما. اينکه افراد را ارزيابي کنيد تا ببينيد کسي با ليست شما جور است يا نه به صورت خودآگاه انجام نمي‌گيرد، اين اتفاق به صورت ناخودآگاه مي‌افتد، بدون اينکه حتي به آن فکر کنيد. ذهن همه کارها را خودش به تنهايي انجام مي‌دهد. درست همانطور که به قلبتان مي‌گويد بتپد، درحاليکه به صورت خودآگاه از آن اطلاع نداريد. به همين دليل است که ممکن است عاشق يک نفر شويد و ندانيد اصلاً چرا عاشق او شده‌ايد. مسئوليت با ذهن ناخودآگاه شماست.

به همين دليل است که عشق پديده‌اي رمزآلود است و خيلي‌ها آن را به سرنوشتشان مي‌سپارند. اما در واقعيت، اين هيچ ارتباطي با سرنوشت ندارد، فقط به ذهن ناخودآگاه شما بستگي دارد که ارزيابي کند آن فرد با ليست شما هماهنگي دارد يا خير. حقيقت ماجرا اين است که هرچه اطلاعات و آگاهي‌تان از معيارهاي ذهن ناخودآگاهتان بيشتر شود، مي‌توانيد خيلي سريع ارزيابي کنيد که چرا عاشق يک نفر شده‌ايد.

در زير به ليست جيم که مردي 26 ساله است که نامزدهاي زيادي در زندگي خود داشته، اشاره مي‌کنيم. او 2 سال است که از دانشگاه فارغ‌التحصيل شد و در لندن کار مي‌کند. از قرار گذاشتن و دوستي‌هاي کوتاه‌مدت با دخترهاي مختلف خسته شده و به دنبال يک شريک‌زندگي جدي‌تر براي خود است. ليست جيم يا اين 4 معيار شروع مي‌شود:

1- بايد سطح تحصيلات او به من بخورد.

2- بايد موهاي قهوه‌اي داشته باشد (جيم يکبار عاشق دختري با موهاي قهوه‌اي شده است و درنتيجه ذهن ناخودآگاهش آن را وارد ليست معيارهايش کرده است که کمکش کند شکست عشقي که قبلاً با آن دختر مو قهوه‌اي داشته را جبران کند).

3- بايد به خانواده‌اش نزديک باشد (خانواده و بچه براي جيم مهم‌اند و او به دنبال کسي است که بتواند مادر خوبي براي فرزندان او شود. مي‌بينيد ما جذب کساني مي‌شويم که خودمان مي‌خواهيم و نياز داريم).

4- بايد مسافرت کردن را دوست داشته باشد.

اگر جيم که الان مجرد است با دختر فوق‌العاده‌اي که موهاي قرمز دارد روبرو شود، احتمالاً عاشق او نخواهد شد. بااينکه ممکن است آن دختر به نظرش خوب بيايد اما خودش هم نمي‌تواند بفهمد چرا نمي‌تواند عاشق آن دختر شود.

فقط زماني خواهيد توانست عاشق شويد که آن فرد با اکثر موارد موجود در ليست ناخودآگاهتان همخواني داشته باشد. آنوقت ذهن ناخودآگاهتان به شما کمک خواهد کرد در عشق با آن فرد بمانيد و رابطه خوبي با او داشته باشيد. چون ناخودآگاهتان خود را به اين صورت به آن فرد مي‌چسباند، به همين خاطر فراموش کردن کسي که دوست داشته‌ايد حتي بعد از سالها تا اين اندازه سخت است.

2. چطور براي اطمينان از عشق او به خودتان ذهنتان را کنترل کنيد

اينجا نمونه‌هايي از روش‌هاي قبلاً امتحان‌شده برايتان آورده‌ايم که کمکتان مي‌کند کسي که مي‌خواهيد را عاشق خودتان کنيد:

1- معيارهاي او را در خودتان ايجاد کنيد. همه ما اين ليست يا نقشه عشق را در ذهنمان داريم. اين ليست هر معيار اصلي که انتظار داريم طرف موردنظرمان داشته باشد را دارد. البته صددرصد نيست که هر کسي که معيارهاي اين ليست را داشته باشد، عاشقش شويم اما اگر کسي هيچکدام از اين معيارها را نداشته باشد امکان اينکه عاشقش شويم وجود ندارد. قبل از اينکه تلاش کنيد کسي را عاشق خودتان کنيد، کمي درمورد او تحقيق کنيد. همه اطلاعات اصلي درمورد پيشينه و علايقش را به دست آوريد. هرچه بيشتر درمورد او بدانيد و سعي کنيد خودتان را با معيارهاي او جور کنيد بهتر است.

2- نيازهاي برآورده‌نشده‌شان را برآورده کنيد. وقتي افراد به دنبال يک رابطه جديد هستند، به دنبال فرد ديگري مي‌گردند که به طرق مختلف شبيه به خودشان باشد. آنها به دنبال نقاط قوت خود و همچنين متضاد ضعف‌هايشان در آن فرد هستند. بعنوان مثال، کسي که احساس حقارت دارد اما فردي باهوش است به دنبال کسي است که در عين باهوش بودن اعتمادبه‌نفس داشته باشد تا بتواند آنها را به تعادل برساند. اگر سعي داريد کسي را عاشق خودتان بکنيد که مي‌دانيد اختلال شخصيتي خودکم‌بيني دارد، اينکه خودتان را فردي بااعتمادبه‌نفس به او نشان دهيد کمک مي‌کند عاشقتان شود. وقتي نقش يک فرد بااعتمادبه‌نفس را بازي مي‌کنيد، به ذهن ناخودآگاه او پيام مي‌فرستيد که «من چيزي که دنبالش هستي را دارم»!

3- چقدر تلاش مي‌کنيد؟ خيلي‌ها دوست دارند بدانند که آيا پشتکار داشتن در اين موارد واقعاً عمل مي‌کند يا نه. اگر کسي که به دنبالش هستيد وابستگي بيروني داشته باشد، احتمال اينکه پشتکار داشتن روي او اثر کند هست. وابستگي بيروني داشتن يعني فرد براي اينکه حالش بهتر شود يا از موقعيت بدي در زندگي‌اش فرار کند به ديگران تکيه مي‌کند. اگر کسي جزء اين دسته افراد باشد، احتمال اينکه در هر موقعيتي بخواهند وارد يک رابطه جديد شوند وجود دارد. در اين مورد، احتمال اينکه بتوانيد او را عاشق خودتان بکنيد بيشتر خواهد بود. خلاصه اينکه وقتي افراد آسيب‌پذيرتر باشند و نياز به توجه و مراقبت احساس کنند، احتمال اينکه بتوانند سريعتر عاشق شما شوند بيشتر است.

4- از دوستان مشترکتان کمک بگيريد. اگر شما و کسي که دوستش داريد دوستان مشترکي داريد، بايد از اين امتياز استفاده کنيد. دليل آن اين است که ذهن ناخودآگاه وقتي منابع مورداعتماد (مثل دوستان) چيزي که قرار است در ذهنشان برنامه‌ريزي شود را تاييد کنند، راحت‌تر آن برنامه‌ريزي جديد را مي‌پذيرد. اگر دوستان او تصور کنند که شما فوق‌العاده‌ايد، احتمال اينکه با آنها هم‌عقيده شود زياد است. هرچه دوستان مشترکتان بيشتر درمورد فوق‌العاده بودن شما با او حرف بزنند، احتمال اينکه جايي در ذهن او باز کنيد بيشتر خواهد بود.

5- ذهنشان را سيم‌پيچي کنيد. هرچه چيزي را بيشتري براي کسي تکرار کنيد، بهتر مي‌توانيد باعث شويد به آن چيز خاص فکر کند. چرا؟ خيلي ساده است، تکرار مي‌تواند تاثير فوق‌العاده‌اي روي ذهن ناخودآگاه داشته باشد. البته اين به شما مجوز نمي‌دهد که هر ده دقيقه يکبار به او زنگ بزنيد. اين فقط مي‌ترساندشان. با نشان دادن زيرکانه حضورتان، مي‌توانيد روي ذهنشان برنامه بريزيد. بايد جلو چشم باشيد و به او اين امکان را بدهيد که تا مي‌تواند شما را ببيند، اينکه با او حرف بزنيد يا نه مهم نيست، فقط کافي است جايي بايستيد که شما را ببيند.

6- تصور مثبت از خودتان بسازيد. وقتي اسمتان در جمعي به زبان مي‌آيد، اولين کلمه‌اي که به ذهن ديگران مي‌آيد چيست؟ ديگران چه تصويري از شما دارند؟ فکر آنها در مورد شما فردي «قوي»، «شاد»، «بااعتمادبه‌نفس» يا چيزي منفي‌تر مثل «آويزان» است؟ هر چه جايگاه بهتري براي خودتان در ذهن افراد بسازيد، ديد آنها نسبت به شما بهتر خواهد شد. مهم نيست که هستيد و چه ويژگي‌هاي منفي‌اي داريد، چيزي که مهم است درک آنها نسبت به شماست. بايد کاري کنيد که اين تصور مثبت باشد.

3. آيا واقعاً چيزي به اسم عشق در نگاه اول وجود دارد يا همه اينها افسانه است؟

البته عشق در نگاه اول وجود دارد، اگر کسي از همان ابتدا با معيارهايي که در ذهن ناخودآگاهتان ليست شده است همخواني داشته باشد، احتمالاً در نگاه اول عاشق او خواهيد شد.

آنوقت به خودتان مي‌گوييد، «يک لحظه صبر کن، اگه تا حالا با او حتي حرف هم نزده‌ام پس از کجا مي‌دانم که با معيارهاي من جور است يا نيست؟»

خيلي ساده است. معيارهاي شما ممکن است شامل طريقه ايستادن، راه رفتن، حرف زدن يا حتي ارتباط او با ديگران باشد. اگر رفتارها، ظاهر يا هر چيز ديگر او شما را ياد کس ديگري بيندازد اين اتفاق خواهد افتاد.

مثلاً شما را ياد کسي که قبلاً عاشقش بوديد بيندازد.

ما معمولاً از يک الگو پيروي مي‌کنيم و هميشه عاشق يک تيپ خاص از افراد مي‌شويم. بنابراين اگر کسي شما را ياد کسي بيندازد که قبلاً عاشقش بوديد، اما در خودآگاهتان ندانيد که شما را ياد کسي از گذشته‌تان مي‌اندازد، ممکن است در نگاه اول عاشق آن فرد شويد، بدون اينکه بدانيد چرا. آنوقت ممکن است فکر کنيد که سرنوشتتان بوده که عاشق او شويد


آموزش روانشناسی
منبع این نوشته : منبع
عاشق ,اينکه ,کنيد ,ليست ,خودتان ,داشته ,داشته باشد ,احتمال اينکه ,عاشق خودتان ,قابل کنترل ,بدون اينکه ,باشد، احتمال اينکه ,عاشق خودتان بکنيد ,عاش

وقتی زنان افسرده می شوند

افسردگی یك بیماری خلقی است. اختلالات خلقی طبقه‌بندی متفاوتی دارد اما چیزی كه باعث می‌شود افسردگی به عنوان یك بیماری خلقی برچسب بخورد مجموعه‌ای از علائم است؛ بی‌حالی، سستی، فقدان انرژی، احساس گناه یا احساس بی‌ارزشی از علائم افسردگی است.

 حسن‌زاده رئیس مركز مطالعات وزارت ورزش و جوانان می‌گوید :میزان افسردگی در بین دختران بیشتر از پسران است. پیش از این نیز آمارهای ارائه شده جهانی نشان می‌داد ابتلای زنان به افسردگی تا دو برابر بیش از مردان است اما در گزارش انجمن روان‌شناسی ایران آمده است كه سهم زنان ایرانی از این اختلال روانی، سه تا چهار برابر بیشتر از حد معمول است. استاندارد افسردگی زنان، بین پنج تا هفت درصد است اما با ارقام اعلام شده بین 15 تا 28 درصد زنان ایرانی افسرده‌اند. با یك حساب سرانگشتی، می‌توان افسردگی را خطری جدی تلقی كرد چرا كه زنان نیمی از جامعه را تشكیل می‌دهند و علاوه بر آن، به‌طور مستقیم تربیت كودكان را نیز در خانواده بر عهده دارند.

به گفته حاجلو كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی «فرزندان مادران افسرده، هم در زندگی شخصی و هم در زندگی اجتماعی خود دچار مشكلاتی خواهند شد.» آخرین نرخ شیوع اختلالات روانی كه در میان زنان، 26 درصد و در میان مردان 15 درصد اعلام شده است، نشان می‌دهد زنان با اختلافی یازده درصدی بر سكوی نخست ابتلا به افسردگی در كشور ایستاده اند!

هر غصه‌ای، افسردگی نیست

كم شدن اعتماد به نفس، تغییر در وزن و وضعیت اشتهای فرد یا وضعیت خواب بی‌عزتی یا از دست دادن علائمی مثل شوق زندگی كه فرد پیش از ابتلا داشته نیز در همین گروه قرار می‌گیرد. گاهی شدت افسردگی به حدی است كه فرد به مرگ فكر می‌كند و احتمال خودكشی وجود دارد. روان‌شناسان می‌گویند برای بررسی افسردگی، فرد باید پنج علامت از این علائم را در یك مدت زمان مشخص دارا باشد و البته مهم‌ترین شرط آن است كه این علائم به عملكرد اجتماعی، تحصیلی، كاری، خانوادگی و... اثر منفی وارد كرده باشد.»

كدام زنان افسرده ترند؟

دكتر فردوسی روان‌شناس در این باره می‌گوید: «سن افسردگی زنان خانه دار معمولا از سن ۳۷ سالگی به بعد است كه به‌دنبال بروز علائم یائسگی تشدید می‌شود، اما در حالی كه زنان طبقه متوسط تا 6 درصد مبتلا به افسردگی می‌شوند، ۲۳ درصد از زنان كارمند در چاه این اختلال روانی اسیر هستند زیرا زندگی آنها سرشار از فشار و اضطراب است.»

به گفته وي «زن حساس‌تر و عاطفی‌تر از مرد است و وقتی مجبور می‌شود دوشادوش مرد برای تامین مایحتاج زندگی و ازدواج و اشتغال كار كند، فشار اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، روحی و روانی شوهر و فرزندان را در خانه و در جامعه تحمل كند، بیشتر در معرض افسردگی قرار می‌گیرد.» او می‌گوید: «در برخی مناطق از كشور به دلیل رفتارهای بد خانواده و سنت‌های نادرست، برخورد مناسبی با زنان نمی‌شود و میزان افسردگی زنان در این مناطق بیشتر است. اما این موضوع در شهرها حتی شهرهای توسعه یافته نیز دیده می‌شود.وقتی زن باید با حداقل درآمد شوهر مدیریت خانه را به نحو احسن انجام دهد و هرگونه رفتاری را از سوی شوهر یا فرزندان و اطرافیان تحمل كند و سنگ صبور همه باشد اما در مقابل هیچكس به حرف او گوش ندهد، معلوم است كه افسردگی در بین این قشر بیشتر می‌شود.»

ضعف مهارت ارتباطی؛ یك عامل مهم

اما در مقابل، حاجلو كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی می‌گوید: «كسی كه حجم زیادی از استرس در نتیجه فقدان كسی یا چیزی را تحمل می‌كند احتمال ابتلا به افسردگی دارد. مثلا سقط جنین یا از دست دادن همسر كه در این حالت اگر فرد مهارت مدیریت بر هیجانش را نیاموخته باشد مثل كامپیوتری كه هنگ می‌كند، زانو به زمین می‌زند، كمرش خم می‌شود و در چاه عمیق افسردگی گرفتار می‌شود.»

زندگی مدرن، انسان‌ها را افسرده‌تر می‌كند

اختلالات افسردگی یا درون زاد هستند یا برون زاد. عوامل درون زاد شامل زمینه ژنتیكی فعال و اختلالات هورمونی است. كسی كه در خانواده‌اش سابقه اختلال خلقی وجود دارد نسبت به افرادی كه این سابقه فامیلی را ندارند احتمال بیشتری در ابتلا به افسردگی دارد. عامل دیگر تغییر در میزان بعضی از هورمون‌ها و انتقال‌دهنده‌های شیمیایی- عصبی مغز است. دانشمندان ثابت كرده‌اند این مواد می‌توانند در بروز اختلالات خلقی تاثیرگذار باشند. البته ما نمی‌توانیم نتیجه‌گیری كنیم كسی كه ژن فعال افسردگی دارد، افسرده می‌شود. بلكه مجموعه‌ای از عوامل سبب افسردگی می‌شود. مثل سطح استرس‌هایی كه در زندگی تجربه می‌كنیم.

به گفته حاجلو، زندگی شهری در دنیای مدرن امروزی، در كنار پیشرفت تكنولوژی و تلاش هر روزه برای داشتن زندگی مادی بهتر سبب می‌شود تا انسان‌ها بیشتر به چاه افسردگی سقوط كنند. به ویژه آنكه زنان حساس‌ترند، از این رو احتمال بیشتری برای لغزیدن پایشان و سقوط آنها به چاه افسردگی وجود دارد. انگار افسردگی در هر لحظه در كمین زنان ایرانی نشسته است تا سایه سیاهش را بر زندگی آنان بگستراند و آنها باید هر روز برای درامان ماندن از سایه سیاه این اختلال روانی برنامه‌ریزی كنند. سایه سیاهی كه گسترده شدنش می‌تواند كمر یك زندگی را خم كند.

 

  


آموزش روانشناسی
منبع این نوشته : منبع
افسردگی ,زنان ,زندگی ,می‌شود ,درصد ,خلقی ,وجود دارد ,زنان ایرانی ,زنان افسرده ,احتمال بیشتری ,افسردگی زنان ,ارشد روان‌شناسی بالینی

عزت نفس

افزایش عزت نفس زیربنای رشد سالم است

ما برای رشد فردی و توسعه مهارتهای خود، وقت قابل توجهی صرف می‌کنیم.

برای یادگیری زبان انگلیسی وقت می‌گذاریم. می‌کوشیم اعتماد به نفس خود را افزایش دهیم.

می‌کوشیم تسلط کلامی خود را پرورش دهیم. انرژی و توان خود را برای بهبود مهارت ارتباطی صرف می‌کنیم.

اما بسیار پیش می‌آید که احساس می‌کنیم این تلاش‌ها، چندان اثربخش نبوده‌اند یا نتیجه‌ی آنها کمتر از حد انتظارمان بوده است.

خیلی ها می کوشندشادمانی زندگی را افزایش دهند، اما این مهم زمانی مفید است که جایگاه واقعی عزت نفس را در زندگی خود بشناسیم.

چون شادمانی و رضایت هم، ساختمانی است که بر زیربنای عزت نفس، ساخته می‌شود.اگر برای زیربنا وقت نگذاریم، حرف‌ها و تکنیک‌ها و تمرین‌های دیگر، صرفاً مانند داروی مسکن یا ماده‌ مخدر، تسکینی کوتاه مدت بر دردی عمیق‌ خواهند بود که به سادگی مرتفع نخواهد شد.

این سوال ها را از خودتان بپرسید 

ما چگونه عزت نفس را تامین می‌کنیم؟ (منابع عزت نفس)

نتایج کمبود عزت نفس در زندگی چیست؟ (قسمت اول و قسمت دوم)

تبعات کمبود عزت نفس در رابطه عاطفی چیست؟

روشهای افزایش عزت نفس 

۱. از زبان بدن‌تان به درستی استفاده کنید

زبان بدن هر کس نشان می‌دهد که آن فرد چقدر به خودش اطمینان دارد. از چهره‌ی بعضی آدم‌ها می‌شود فهمید که حتی خودشان هم خودشان را قبول ندارند! طوری خودتان را نشان بدهید که همه بدانند می‌توانید هر موقعیتی را مدیریت کنید و بر اوضاع کاملا مسلط هستید. اگر اعتماد به نفس را در ظاهرتان نشان بدهید و از زبان بدن‌تان به درستی استفاده کنید، نه تنها حس می‌کنید که از پس هر چیزی برمی‌آیید، بلکه دیدگاه دیگران هم نسبت به شما تغییر می‌کند و به توانایی‌هایتان اعتماد می‌کنند.

سرتان را بالا بگیرید، صاف بنشینید، به آرامی شانه‌هایتان را عقب ببرید تا در راستای ستون فقرات‌تان قرار بگیرند، شل و ول دست ندهید و وقتی صحبت می‌کنید مستقیما به فرد مقابل‌تان نگاه کنید.

۲. درست لباس بپوشید

وقتی ظاهرتان خوب باشد احساس بهتری نسبت به خودتان خواهید داشت. لباس‌ها و لوازم مناسب انتخاب کنید، زندگی و کارتان را جوری نظم و ترتیب بدهید که در خور شخصیت شما باشد و احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا کنید، همه‌ی اینها باعث تقویت اعتماد به نفس شما می‌شود. لباس‌تان باید طوری باشد که موفقیت را نشان بدهد. لوازم شخصی شما نشان‌دهنده‌ی شخصیت‌تان هستند پس در انتخاب‌شان دقت کنید.

یک لباس مناسب و زیبا که توجه دیگران را جلب کند، می‌تواند به شروع یک مکالمه کمک کند.

۳. جسورانه و جذاب صحبت کنید

سخنرانان خوب، با اعتماد به نفس، با ثبات و با یک ریتم مناسب صحبت می‌کنند. آنها یاد گرفته‌اند در صحبت کردن تأثیرگذارتر باشند، به جای اینکه حین سخنرانی تپق بزنند و گیر کنند، شمرده حرف می‌زنند و بین صحبت‌هایشان مکث می‌کنند.

یک لحن جسورانه، جذاب و در عین حال مؤدبانه برای صحبت کردن انتخاب کنید تا اعتماد به نفس‌تان را نمایش بدهید. این‌ طوری عزت نفس‌تان بیشتر می‌شود و به خودتان ایمان می‌آورید. برای اینکه جدی به نظر برسید، خیلی هیجان‌زده و عصبی نباشید و زیادی نخندید. اگر مردم حس رهبری را در شما ببینند به صحبت‌هایتان بیشتر توجه می‌کنند.

۴. مثبت فکر کنید، مثبت عمل کنید

انرژی مثبت باعث نتیجه‌ی مثبت هم می‌شود، پس سعی کنید نیمه‌ی پر لیوان را ببینید و به مسائل منفی فکر نکنید.

همیشه لبخند بزنید، بخندید و با آدم‌های مثبت معاشرت کنید تا هم خودتان حس بهتری داشته باشید و هم کسانی که دور و برتان هستند.

یک دفترچه‌ی یادداشت داشته باشید و هدف‌ها و موفقیت‌های روزانه‌تان را در آن بنویسید. شکرگزاری و رضایت بابت هر کار مثبتی که انجام می‌دهید، باعث تقویت اعتماد به نفس و آرامش درونی شما خواهد شد.

۵. مرد عمل باشید

تقویت اعتماد به نفس فقط به ظاهر خوب نیست، باید خوب هم عمل کنید. در یک مهمانی یا رویداد اجتماعی، با آدم‌هایی که نمی‌شناسید سر صحبت را باز کنید یا کار یا پروژه‌ای را که در حالت عادی برای‌تان ترسناک است، قبول کنید. اعتماد به نفس داشتن را تمرین کنید و مطمئن باشید که خیلی زود عزت نفس جزئی از وجودتان می‌شود.

تنبلی و دست روی دست گذاشتن فقط ترس و تردید برای‌تان به همراه می‌آورد، در حالی که اگر عمل کنید، اعتماد به نفس و جرئت‌تان بیشتر می‌شود. به عنوان یک تمرین، ترس‌ها و توانایی‌هایتان را بنویسید. خیلی‌ها به شما می‌گویند روی ضعف‌هایتان کار کنید اما بهتر است روی نقاط قوت‌تان سرمایه‌گذاری کنید و آنها را پرورش بدهید. اگر وقت و انرژی‌تان را وقف نقاط مثبت‌تان بکنید، اعتماد به نفس در وجود‌تان جرقه می‌زند و روز به روز بیشتر می‌شود.

۶. آماده باشید

یادتان باشد: برنامه‌ریزی جلوی عملکرد ضعیف را می‌گیرد. هر چقدر آماده‌تر باشید، احساس شایستگی و مهارت بیشتری خواهید داشت و اعتماد به نفس‌تان هم بیشتر می‌شود. آمادگی باعث می‌شود که اتفاق‌های بد و ناگهانی زندگی، نتوانند شما را شکست بدهند.

همه چیز را در مورد کار، رشته‌ی تحصیلی، هدف‌ها و خلاصه هر چیزی که مسیر زندگی‌تان را به سمت موفقیت هدایت می‌کند یاد بگیرید. قبل از اینکه یک کار را شروع کنید به انتظارها و هدف‌هایتان در انتهای مسیر فکر کنید، اما خیلی بلندپرواز نباشید. هدف‌ها و کارهای بزرگ را به قسمت‌های کوچک و قابل مدیریت تقسیم کنید.

و سخن آخر این که یادتان باشد طولانی‌ترین مسیرها با یک قدم کوچک آغاز می‌شوند و اگر صبور و ثابت‌قدم باشید، می‌توانید به راحتی اعتماد به نفس‌تان را زیاد کنید. دیدن «فیلم آموزشی: ۳ روش برای افزایش اعتماد به نفس» را هم از دست ندهید، در این فیلم با نکات بیشتری درمورد تقویت اعتماد به نفس آشنا می‌شوید که به یاری‌تان خواهد آمد


آموزش روانشناسی
منبع این نوشته : منبع
می‌شود ,خودتان ,صحبت ,کنید، ,بدهید ,افزایش ,تقویت اعتماد ,بیشتر می‌شود ,داشته باشید ,یادتان باشد ,باعث تقویت ,باعث تقویت اعتماد

عملکرد و تفاوت نیمکره راست و چپ مغز

دو نیمکره یا دو قسمت از مغز (چپ و راست) کارهای متفاوتی انجام می دهند. اما سوال اینجاست که آیا یک طرف از مغز می تواند بر سمت دیگر آن سلطه داشته باشد و بر روی شخصیت افراد اثر بگذارد؟ برخی از افراد بر این باورند که انسان ها راست مغز یا چپ مغز هستند و همین امر شیوه ای که آن ها فکر می کنند و بر اساس آن رفتار می نمایند را تعیین می کند.

باور راست مغز بودن در برابر چپ مغز بودن:

بر اساس این اعتقاد، هر فردی می تواند راست مغز یا چپ مغز باشد. در این شرایط یک سمت از مغز بر سمت دیگر سلطه خواهد داشت و همین امر شخصیت، افکار و رفتار او را مشخص می کند. از آن جایی که افراد چپ دست و راست دست هستند، ایده راست مغز و چپ مغز بودن نیز می تواند فریب دهنده باشد.

در این شرایط افراد چپ مغز دارای ویژگی های زیر خواهد بود:

  • وجود قدرت تجزیه و تحلیلی
  • منطقی بودن
  • مبتنی بر جزییات و حقایق
  • دنبال اعداد بودن
  • فکر کردن با کلمات

افراد راست مغز دارای ویژگی های زیر هستند:

  • خلاق بودن
  • تفکر ازادانه داشتن
  • دیدن تصاویر بزرگ
  • حسی بودن
  • تجسم کردن شرایط

تحقیقات در این باره چه می گوید؟

تحقیقات اخیر نشان می دهد نظریه راست و چپ مغز بودن صحیح نیست. یکی از مطالعات انجام شده در سال ۲۰۱۳، تصاویر سه بعدی از مغز ۱۰۰۰ نفر را مورد بررسی قرار داد. محققان این مطالعه، فعالیت نیمکره راست و چپ افراد را به کمک اسکنر MRI مورد بررسی قرار دادند.

نتایج به دست آمده نشان می دهد افراد از دو نیمکره خود استفاده می کنند و هیچ کدام از آن ها بر دیگری برتری و سلطه ندارد.

با اینحال فعالیت مغز افراد با هم متفاوت است و این موضوع به کاری که انجام می دهند بستگی دارد.

به عنوان مثال یکی از مطالعات انجام شده بیان می کند مرکز زبان در مغز در نیمکره چپ است و نیمکره راست مسئول احساسات و ارتباطات غیر شفاهی است. با اینحال برخی از یافته ها نشان دهنده وجود شخصیت های مرتبط با راست مغز بودن و چپ مغز بودن است.

عملکردها و ویژگی های هر نیمکره:

با اینکه افراد به طور کامل در دسته بندی های راست مغزی و چپ مغزی قرار نمی گیرند اما عملکرد این دو نیمکره با هم متفاوت است و تفاوت در این دو نیمکره به صورت زیر است:

احساسات:

همانطور که قبلا نیز بیان کردیم احساسات در سمت راست مغز بیشتر دیده می شود. احساسات توسط نیمکره راست مغز شناسایی و بیان می شود.

زبان:

سمت چپ مغز در تولید سخن فعال تر از سمت راست آن است. در بیشتر افراد، دو ناحیه اصلی زبان در نیمکره چپ یافت می شوند.

زبان اشاره:

زبان مبتنی بر عناصر بصری در سمت چپ مغز بیشتر دیده می شود. افرادی که ناشنوا هستند زمانی که زبان اشاره را مشاهده می کنند فعالیت شبیه تولید صحبت را در مغز نشان می دهند.

راست دست و چپ دست بودن:

افراد راست دست و چپ دست از نیمکره های چپ و راست به شیوه متفاوتی استفاده می کنند. به عنوان مثال افراد چپ دست، از سمت راست مغز خود برای وظایف دستی بهره می برند. راست دست و چپ دست بودن حتی زمانی که کودک در رحم است هم می تواند دیده شود. مشاهده شده است که حتی در هفته پانزدهم بارداری برخی از کودکان ترجیح می دهند انگشت دست راست یا چپ خود را بمکند.

توجه:

دو نیمکره راست و چپ در توجه کردن نیز با هم متفاوت هستند. سمت چپ مغز در توجه کردن به دنیای درونی نقش دارد. سمت راست در توجه کردن به دنیای بیرونی بیشتر فعال عمل می کند. تحقیقات تصویری اخیر از مغز نشان می دهد که تفاوتی بین مردان و زنان در چپ یا راست مغزی وجود ندارد.

آیا سلطه نیمکره های مغزی بین افراد متفاوت است؟

سمتی از مغز که در هر فعالیتی مورد استفاده قرار می گیرد برای همه افراد یکسان نیست. سمتی از مغز که برای فعالیت های خاصی استفاده می شود ممکن است بر اساس راست یا چپ دست بودن افراد تحت تاثیر قرار گیرد. یکی از مطالعات انجام شده در سال ۲۰۱۴ نشان می دهد در بیش از ۹۹ درصد از افراد راست دست ، مرکز زبان در سمت چپ مغز قرار دارد. سلطه نیمکره ها از فردی به فردی دیگر با فعالیت های مختلف، متفاوت خواهد بود.

برای درک تمامی فاکتورهایی که بر این شرایط تاثیر می گذارند به تحقیقات بیشتری نیاز خواهد بود.

نتیجه گیری:

نظریه راست یا چپ مغز بودن افراد توسط تحقیقات علمی پشتیبانی نشده است. برخی از افراد ممکن است این نظریه ها را با استعدادهای طبیعی خود همتراز و هماهنگ بدانند. با اینحال نمی توان تنها بر روی گفته ها تکیه کرد. باور شخصیت راست یا چپ مغز بودن ممکن است سال ها در میان افراد رواج داشته باشد زیرا در واقعیت فعالیت مغز متقارن نیست و از فردی به فرد دیگر متغیر است

منبع : مجله سلامت 


آموزش روانشناسی
منبع این نوشته : منبع
راست ,افراد ,نیمکره ,زبان ,فعالیت ,نشان ,نیمکره راست ,بودن افراد ,مطالعات انجام ,افراد راست ,راست مغزی

۲۶ حقیقت روانشناسی جالب در مورد رفتار انسان ها که احتمالا از آن ها خبر ندارید

آگاهی از ابعاد وجودی خود یکی از جذاب ترین بخش های زندگی هر فردی می تواند به شمار بیاید. هر چه انسان خودش را بهتر و بیشتر می شناسد، بیشتر در جهت رفع اشکالات و تقویت نقاط قوت خود می کوشد و به این ترتیب، بیش از پیش به شخصیت دلخواه خود نزدیک گشته و احساس خوشبختی بیشتری را تجربه خواهد کرد.

حتی آگاهی از دلایل روانشناسی پنهان در رفتارها و واکنش هایی که در برابر کنش های دیگران داریم هم بسیار جالب است.

به همین خاطر، احتمالا برایتان جالب است تا با ۲۶ حقیقت جالب در مورد بشر آشنا شده و متوجه شوید که برخی از رفتارها و افکار ما از کجا منشا گرفته و چه رازهایی در خود نهان دارند.

۱- دوستی هایی که در خلال ۱۶ تا ۲۸ سالگی شکل می گیرند، دوام و پایداری بیشتری دارند.

۲- زنان بیشتر به سمت مردانی با صداهای بم و قوی کشش دارند زیرا به نظرشان این مردان اعتماد به نفس بیشتر و پرخاشگری کمتری خواهند داشت.

۳- افرادی که بهترین راهکارها را ارائه می دهند کسانی هستند که بیشترین مشکلات را در زندگی تجربه کرده اند.

۴- هر چه فرد باهوش تر باشد، سرعت فکر کردن او بیشتر و دست خطش بدتر و نامرتب تر است.

۵- این احساسات ما نیستند که روی رفتارمان با دیگران تاثیر می گذارند، بلکه دقیقا برعکس این باور مصداق دارد، نوع معاشرت و تعامل ما با دیگران روی حالت های روحی مان تاثیر می گذارند.

۶- نوع برخورد انسان ها با کارمندان رستوران بازگو کننده نکات زیادی در رابطه با شخصیت آنهاست.

۷- افرادی که به وفور احساس گناه می کنند، بهتر می توانند احساسات و طرز فکر بقیه را درک کنند.

۸- مردها از زنان بامزه تر نیستند: آن ها فقط جک تعریف می کنند و شوخی هایی که به نظرشان جالب است را انجام می دهند و برایشان هم مهم نیست کسی خوشش بیاید یا خیر.

۹- آدم های خجالتی خیلی کم در مورد خود صحبت می کنند اما به گونه ای رفتار می کنند که این حس را به بقیه منتقل می شود که به خوبی آن ها را می شناسند.

۱۰- زنان دو برابر بیشتر از مردان گیرنده درد در بدن خود دارند، اما در عین حال، تحمل درد آن ها نیز دو برابر بیشتر از مردان است.

۱۱- گوش کردن به موسیقی با صدای بلند، حس آرامش بیشتر، ریلکس و شاد بودن به انسان می دهد.

۱۲- اگر پیش از خواب به دلیل شدت فکرهای گوناگون نمی توانید بخوابید، بلند شوید و آن ها را روی کاغذ بنویسید. به این ترتیب مغز احساس آرامش پیدا کرده و می خوابد.

۱۳- پیغام های صبح بخیر و شب بخیر بخشی از مغز که مسوول احساس شادی در انسان است را فعال می کنند.

۱۴- انجام کارهایی که از آن ها وحشت دارید، حس شادی بیشتری به شما منتقل می کنند.

۱۵- میانگین بیشترین زمانی که زنان می توانند یک راز را در دل خود نگه دارند، ۴۷ ساعت و ۱۵ دقیقه است.

۱۶- افرادی که سعی می کنند همه را از خود راضی نگه دارند در نهایت دچار احساس تنهایی شدید خواهند شد.

۱۷- انسان هر چه شادتر باشد، به خواب کمتری نیاز دارد.

۱۸- وقتی دست عشق خود را می گیرید، درد و نگرانی کمتری را حس خواهید کرد.

۱۹- انسان های باهوش نسبت به انسان های معمولی دوستان کمتری دارند زیرا بسیار گزینشی عمل می کنند.

۲۰- ازدواج با بهترین دوست تا ۷۰ درصد ضریب احتمال طلاق را کاهش می دهد و چنین پیوندهایی اصولا تا آخر عمر ادامه دارند.

۲۱- زنانی که بیشترین دوستان آن ها را مردان تشکلی داده اند، در بیشتر مواقع احساسات خوب و مثبت دارند.

۲۲- افرادی که به راحتی به دو زبان صحبت می کنند، هنگام سوئیچ کردن بین هر کدام از زبان ها، شخصیتشان نیز به فرهنگ آن زبان تغییر می کند.

۲۳- تنهایی برای مدت طولانی به اندازه کشیدن ۱۵ نخ سیگار در روز برای سلامتی انسان ضرر دارد.

۲۴- سفر موجب تقویت سلامت مغز شده و احتمال حمله قلبی یا افسردگی را در فرد کاهش می دهد.

۲۵- انسان ها هنگام صحبت کردن در مورد مسایلی که برایشان جالب است، جذاب تر به نظر می رسند.

۲۶- هنگامی که دو نفر در حال صحبت با هم هستند و یکی از آن ها یکی از پاهایش را مدام به بیرون تکان می دهد یا پاهای خود را از هم باز می کند، به این معنی است که با موضوع بحث موافق نیست و دوست دارد هر چه سریع تر آن جا را ترک کند.

منبع : روزیاتو

آموزش روانشناسی
منبع این نوشته : منبع
انسان ,دارند ,جالب ,کمتری ,افرادی ,صحبت ,برابر بیشتر ,دارند زیرا

شخصیت شناسی یا روانشناسی شخصیت

روانشناسی شخصیت چیست؟

در رشته روانشناسی شخصیت، ابعاد مختلف شخصیت، جنبه های ادراكی، هیجانی، ارادی و بدنی افراد و چگونگی سازگاری فرد با محیط مورد مطالعه قرار می گیرد.

دانشجویان رشته روانشناسی شخصیت به مطالعه  الگوهای خاص تفکر، احساسات و رفتار که هر فرد را از دیگری متمایز می‌کند، می‌پردازند. این روان‌شناسان معمولاً در محیط علمی به عنوان مدّرس یا پژوهشگر فعالیت می‌کنند.

 شخصیت شناسی:

در روانشناسی شخصیت، تعاریف مختلفی از شخصیت ارائه شده است که هر یک بر وجهی از شخصیت تأکید کرده‌اند. هیلگارد شخصیت را «الگوهای رفتار و شیوه‌های تفکر که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعیین می‌کند» تعریف کرده است در حالی که برخی دیگر «شخصیت» را به ویژگیهای «پایدار فرد» نسبت داده و آن را بصورت «مجموعه ویژگیهایی که با ثبات و پایداری داشتن مشخص هستند و باعث پیش بینی رفتار فرد می‌شوند» تعریف می‌کنند.

 شخصیت (Personality) از ریشه لاتین (Persona) که به معنی «نقاب و ماسک» است گرفته شده است و اشاره به ماسک و نقابی دارد که بازیگران یونان و روم قدیم بر چهره می‌گذاشتند و این تعبیر تلویحا به این موضوع اشاره دارد که «شخصیت هر فرد ماسکی است که او بر چهره خود می‌زند تا وجه تمایز (تفاوت) او از دیگران باشد». شخصیت به همه خصلتها و ویژگیهایی اطلاق می‌شود که معرف رفتار یک شخص است، از جمله می‌توان این خصلتها را شامل اندیشه، احساسات، ادراک شخص از خود، وجهه نظرها، طرز فکر و بسیاری عادات دانست. اصطلاح ویژگی شخصیتی به جنبه خاصی از کل شخصیت آدمی اطلاق می‌شود.

 نظری اجمالی به تعاریف شخصیت شناسی، نشان می‌دهد که تمام معانی شخصیت را نمی‌توان در یک نظریه خاص یافت. برای مثال کارل راجرز شخصیت را یک خویشتن سازمان یافته دایمی می‌دانست که محور تمام تجربه‌های وجودی بود. یا گوردن آلپورت شخصیت را مجموعه عوامل درونی که تمام فعالیت‌های فردی را جهت می‌دهد تلقی کرده است. واتسن شخصیت را مجموعه سازمان یافته‌ای از عادات می‌پنداشت و زیگموند فروید، عقیده داشت که شخصیت از نهاد(ID)، خود(Ego) و فراخود(Super ego) ساخته شده است.


آموزش روانشناسی
منبع این نوشته : منبع
شخصیت ,روانشناسی ,رفتار ,تمام ,شخصیت، ,محیط ,روانشناسی شخصیت ,اطلاق می‌شود ,می‌کنند  شخصیت ,روانشناسی شخصیت، ,رشته روانشناسی

استرس و اضطراب چیست؟

● استرس چیست؟

استرس در حقیقت پاسخ بدن ما به محیط اطرافمان است .این واکنش اغلب در اثر وقایع خاصی پدید می آید.تغییرات استرس آفرین می توانند فیزیکی ، روانی ، و یا رفتاری باشند.علتهای ایجاد کننده ی استرس را استرسور مینامند و این علل از فردی به فرد دیگر متفاوتند.
واکنش بدن ما نسبت به استرسها با ترشح برخی مواد شیمیائی بنام هورمونها انجام میشود وحالتی تحت عنوان جنگ و گریز ! را پدید می آورد.
اصلیترین هورمونهائی که این حالت را بوجود می آورند عبارتند از آدرنالین و کورتیزول .اینها توسط غده های فوق کلیوی و بر اثر دریافت سیگنالهائی از هیپوتالاموس مغز ، ترشح شده و پاسخ های خاصی را در بدن بر می انگیزند.
در حقیقت پاسخ دفاعی یک مرغ در حمایت از جوجه هایش و یا فرار از مقابل یک شیر درنده توسط سایر حیوانات نیز با همین هورمون ها ایجاد میشوند.
طول عمر آدرنالین کوتاه بوده و در حقیقت برافروختگی های ناگهانی در اثر خشم ، گلگون شدن چهره بدنبال استرس شدید و ... ناشی از ترشح همین هورمون است.طول عمر کورتیزول بیشتر بوده وباعث اثرات طولانیتر و مزمن تری در فرد می گردد.
ترشح تدریجی و طولانی کورتیزول باعث تخلیه ی انرژی ، کاهش فایده بخشی سیستم ایمنی ، کاهش تمرکز حواس ،‌و حتی چاقی میگردد.
هر فردی بنوعی درگیر استرس میشود و میتوان گفت همه ی ما بگونه ای در معرض استرس های مختلف هستیم اما نکته ی جالب اینجاست که برخورد افراد مختلف با استرس و کنار آمدن با شرایط در اشخاص مختلف متفاوت است.


آموزش روانشناسی
منبع این نوشته : منبع
استرس ,ترشح ,کورتیزول ,حقیقت ,همین هورمون ,حقیقت پاسخ